
معرفی کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی
از همان زمانهایی که برای انسانها نقطهٔ شروعی تعریف کردهایم، زمانهایی که امکانات رفاهی در نازلترین سطح ممکن بود و اصلا واژهٔ «امکانات» غیر قابل تعریف بود تا اکنون که روز به روز خبر از اکتشافات و موفقیتها و پیشرویهای علمی کوچک و بزرگ در سر تا سر جهان گاهی ما را مبهوت و البته مغرور میکند پدیدهای وجود داشته که برای نوع انسان در تمامی این سالها به صورت حقیقتی محتوم، معمایی مرموز و البته ترسناک جلوه کرده است؛ مرگ. واقعیتی که هزاران هزار شاعر، نویسنده، نقاش، موسیقیدان، مجسمهساز و… از گذشته تا الان در آثارشان بازتاب دادهاند و به نوعی بار عادیسازی و خوفزدایی از این پدیده بر دوش هنرمندان و فرهنگیان بوده است تا با آنچه خلق میکنند فرصت آشنایی بیشتری با مرگ آن هم از دریچهٔ نگاههای متفاوت به ما دهند. نقاشیهایی مانند «مرگ در اتاق بیمار» ادوارد مونک و یا «پیروزی مرگ» از پیتر بروگل، کتابهایی چون «مرگ ایوان ایلیچ» از لئو تولستوی، «مرگ خوش» از آلبر کامو و «سایه سنگین خانم الف» از نویسندهٔ معاصر ایتالیایی به نام پائولو جوردانو همه و همه مثالهایی هستند که آفریده شدهاند تا مواجههٔ ما با مرگ را به نوعی راحتتر کنند!
کتاب «از قیطریه تا اورنجکانتی» با عنوان فرعی «وقایعنگاری یک مرگ از پیش تعیینشده» از حمیدرضا صدر هم جز آن دسته از کتابهایی قرار میگیرد که ماهیتی «مرگآگاهانه» دارند. کتابی بر پایهٔ تجربیاتی شخصی که در آن نویسندهاش به راستی به مصاف مرگ رفته است و ظرف دو و نیم سال تا آنجایی که توانسته از حملهها، سرکشیها و فریادهای تیم متخاصم و دفاع جانانه خودش گفته و نوشته است. این کتاب به کوشش انتشارات چشمه در شهریور ماه ۱۴۰۰ منتشر شد.
کتاب، خودزندگینامه (اتوبیوگرافی) ای است که بر چهار بخش کلی استوار است:
- به جای مقدمه
- در تهران
- در آمریکا
- به جای مؤخره
حمیدرضا صدر نوشتن دربارهٔ بیماریاش را از جایی آغاز میکند که آزمایشش را داده و در انتظار دریافت نتیجه است و این آغاز راهی است که قرار است دو سال و نیم در رابطه با آن بنویسد؛ از روز و شب خود، از سختیها و مصائب بیماری، از امیدها و ناامیدیهایش، از رفتوآمدهای مکرر به آزمایشگاهها و بیمارستانها، از برخورد هر روزه با پزشکان و پرستاران؛ قرار است دربارهٔ صبر و شکیبایی همراهانش در این راه بخوانیم، دربارهٔ روزمرهٔ خود بیمار، دربارهٔ دلتنگیها، حسرتها، خواستنها. دربارهٔ آن که کاش رشد بیماری متوقف شود، به روزهای قبل از بیماری برگردم، از هیاهویی که بیماری با خودش میآورد و تمام دنیای انسان را به خودش مشغول میکند. قرار است از تمامی اینها بخوانیم.
نويسنده : حمیدرضا صدر
نشر : چشمه
موضوع: زندگي نامه